تبليغاتX
black roz
حرفهای نگفته ی دل

 

دوستی

 
 
   دل من دیر زمانیست که می پندارد
 
   دوستی نیز گلیست
 
   مثل نیلوفر و ناز
 
   ساقه ترد و ظریفی دارد
 
   بی گمان سنگ دل است ،آنکه روا می دارد
 
   جان این ساقه ی نازک را دانسته بی آزارد
 
   در زمینی که ضمیر من و توست
 
   از نخستین دیدار هر سخن هر رفتار
 
   دانه هایست که می افشانیم
 
   برگ و باریست که می رویانیم...
 
   .....
 
   با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد
 
   با سلامی که در آن نور ببارد لبخند
 
دوست دارم حضور دوباره رزای عزیزم دوست قدیمم رو تبریک بگم و بگم:
 خانومی خیلی دوست دارم
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/16ساعت 23:20  توسط nasim RP | 

خداحافظ گل لادن ....

Iran Eshgh Group !


 

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن


خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند


تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو


خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم


نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم


خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني

طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/14ساعت 12:39  توسط nasim RP | 

   انگلیسی: طمع به همه چیز، از دست دادن همه چیز است

ترکی: پایان جدایی ملاقات مجدد است

عربی: هیچ کس را وادار به دو کار نکن، جنگیدن و زن گرفتن

تازی: پرده اشک را با سوالات پاره کن!

انگلیسی: ضربات کوچک درختان بزرگ را از پای در می آورند

ایتالیایی: معنی همه چیز دانستن هیچ ندانستن است

تازی: مشورت با کسی کن که تو را به گریه می اندازد نه با کسی که تو را می خنداند

روسی: برای کسی که شکمش خالی است، هر نوع باری سنگین است

ژاپنی: «ملاقات» آغاز جدایی است

دانمارکی: وقتی که آش از آسمان می بارد گدا قاشق ندارد

لاتین: « مردگان» بهترین مشاورانند

لهستانی: یک دروغگو می تواند دور دنیا برود ولی نمی تواند مراجعت کند

یونانی: همه کس قوم و خویش آدم ثروتمند است

فارسی: پیکان از جراحت به در آید و آزار در دل بماند

عربی: «عشق» را نمی شود با پنهان کردن پنهان کرد

سوئدی: «مرگ» آخرین پزشک است

آفریقایی: یک دوست خوب را با هر دو دستت نگاهدار

فارسی: مرد حکیم خرده نگیرد بر آینه

یونانی: یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد یا خاموش باش.

اسپانیولی: بدی اشخاص احمق، هم تراز نیکی اشخاص عاقل است

فارسی: صدقه، راه به خانه ی صاحبش می برد

لاتین: یگانگی هدف، دوستی ایجاد می کند

اسپانیولی: مرد برای آسایش زن می گیرد و زن به خاطر کنجکاوی شوهر می کند

فارسی: «علم» از بهر دین پروردن است نه از بهر دنیا خوردن

طبرستانی: به من رفیقی بده که با من گریه کند، دوستی که با من بخندد را خودم پیدا می کنم

فنلاندی: همیشه کمی بترس تا هرگز محتاج نشوی زیاد بترسی

اسلواکی: تا وقتی که «زبان» زنده است «ملّت» نمرده

بوسنی: مرحله اول بلاهت آن است که خود را عاقل بدانیم

لهستانی: یک کلید طلایی به هر دری می خورد

بلژیکی: متنبه کردن بهتر از متنبه شدن است

انگلیسی: شوهر به مرد کن نه به پول

مثل ایتالیائی :عشق یعنی ترس از دست دادن تو

مثل لاتینی : اندیشه ی گوینده از گفتارش مهم تر است

مثل انگلیسی: یک متر یک متر سخت است ولی یک سانت یک سانت مثل آب خوردن است

مثل مصری : تندرستی ، تاجی است بر سر انسان سالم ولی هیچ کس جز یک بیمار این تاج رانمی بیند

ضرب المثل ژاپنی : باید حریف را به کمک حریف دیگری بدام انداخت

مثل هندی : سکوت هرگز اشتباه نمی کند و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کند

مثل قدیمی : اگر سخن نقره است ،خاموشی طلا است

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 14:1  توسط nasim RP | 


خنده داره ؟

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد یا کلیسا طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می  کنیم و آزرده خاطر می شیم!

چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن یا کتاب مقدس سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل کلیسا یا مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان کتب مقس و قرآن رو به سختی باور می کنیم!

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری  در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی  رو  می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!

خنده داره . اینطور نیست؟!

دارید می خندید؟

دارید فکر می کنید؟

این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.

آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 13:56  توسط nasim RP | 
 
تو را با اشک و خون از سینه راندم آخر هم
که تا در جام دیگری ریزی شراب آرزوها را
به زلف دیگری آویزی آن گلهای صحرا را
مگو با من، مگو دیگر، مگو ازهستی و مستی
من آن خودرو گیاه وحشی صحرای اندوهم
که گلهای نگاه و خنده هایم رنگ غم دارد
مرا از سینه بیرون کن 
ببر از خاطر آشفته نامم را
بزن بر سنگ جامم را
مرا بشکم مرا بشکن
کنون کز من بجا، مشت پری در آشیان مانده
و آهی زیر سقف آسمان مانده
بیا آتش بزن این آشیان را
این بال و پرها را
رها کن این دل غمگین و تنها را
تو را راندم که دست دیگری بنیان کند روزی
بنای عشق و امیدت، شود امید جاویدت
تو را راندم
ولی هرگز مگو با من که اصلا معنی عشق و محبت را نمی دانی
که در چشمان تو نقش غم و دردت نمی خوانم
تو را راندم
ولی آن لحظه گویی آسمان می مرد
جهان تاریک می شد کهکشان می مرد
درون سینه ام دل ناله می زد
باز کن از پای زنجیرم
که بگریزم
به دامانش بیاویزم
به او با اشک و خون گویم
مرو، من بی تو میمیرم
ولی من در میان های های گریه خندیدم
که تو هرگز ندانی
 بی تو یک تک شاخه عریان پائیزم
دگر از غصه لبریزم
و اینک دلا خو کن به تنهایی، که از تنها بلا خیزد
سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد
خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن دراین دنیا چه دشوار است
چه رنجی میبرد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت 15:2  توسط nasim RP |