![]() |
![]() |
|
| حرفهای نگفته ی دل |
|
به همـان قدر که چـشم تو پراز زيبايـست بی تو دنيای من ای دوست پراز تنهايست اين غـزلهـای زلالـی که زمـن ميـشــنوی چشــمه جـاری انــدوه دلـی دريـايــســت
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/12ساعت 23:58 توسط nasim RP |
|
|
گفتم بهار مياد و تو سبز و مهربون ميشی؟؟!! تنها گناه من اين بود كه بهت گفتم: «دوستت دارم» حتی فكرش رو هم نمی كردم كه اين رفتار رو با من داشته باشی. در هر صورت ديگه برای هميشه تمومش كردم و تو خيلی ساده از كنار من و عشقم گذشتی !! باران می بارد امشب بر سكوت تنهايی ام شايد كسی رو كه باهاش خند يدی فراموش كنی ... ولی كسی رو كه به خاطرش گريه كردی روهيچ وقت فراموش نمي كنی...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/02/07ساعت 0:28 توسط nasim RP |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/02/06ساعت 23:53 توسط nasim RP |
|
|
راستی يادم رفت كه ديشب متذ كر بشم:(در تاريخ ۱/۲/۱۳۵۹ نقاش و شاعر بزرگ استاد سهراب سپهری دار فانی را وداع گفت) و ديروز سالروز در گذشت اين شاعر بزرگ و گران قدر بود.
ببخشيد كه نتونستم عكسی از سهراب سپهری رو در اينجا به نمايش بگذارم ( تا شقايق زندست زندگی بايد كرد ....) و مي خوام از ... كه كتاب شعر سهراب سپهری را به عنوان هديه تولد ت به من هديه داد تشكر كنم. چون من واقعا به اشعار سهراب سپهری علاقه دارم و می خوام بهش بگم كه هر وقت كه كتاب رو باز می كنم و بيتی از اشعار اون بزرگوارو می خونم احساس می كنم كه ... داره برام زمزمه می كنه، دراون لحظه كاملا صدا تو احساس می كنم، وجودت رو احساس می كنم ... ای كاش... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/02/03ساعت 1:6 توسط nasim RP |
|
|
بگو درد عشقت را بگو درد عشقت را به من كه سكوت شبانه مرا ديوانه كرده است.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/02/03ساعت 0:52 توسط nasim RP |
|
|
سلام به کسی که هیچ وقت نخواست صدای قلب عاشق من رو بشنوه می خواستم به خانوادت جاخالی نبا بگم. نمی دونم باید چی بگو چون نفس حروفم تنگ اومده فقط می خوام بگم که الان که نیستی خیلی احساس تنهایی می کنم.
می خوام این گل رز رو بدرقه راهت کنم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/02/02ساعت 0:15 توسط nasim RP |
|
|
بالاخره روز جدايی فرارسيد. لحظه تلخ وداع....حرفهای آخر و آخرين نگاه...چقدر دلم ميخواست كه حالا پيشت بودم اما حيف كه نيستم تا... دلم خيلی گرفته به خاطر همين همه كلمه ها توی ذهنم خشكيده... نميدونم چي بگم فقط ميتونم بگم كه عاشقانه دوستت دارم وتا ابد منتظرت ميمونم بايد بهم قول بدی خوب مراقب خودت باشی. چه سخت است دل کندن، چه سخت است فراموش کردن، بی خيال شدن، خود را به آن راه زدن...اين سختی، تقاص سکوت است... تقاص فاصله ای است که سکوت، خالق آن است... تقديم به آن غريبه آشنا، غريبه ای که سالهاست مي شناسمش... تقديم به او که گرچه حتی فرصت همکلام شدن با او را پيدا نکرده ام ولی سوگند ياد می کنم که عشق را با و جودش که متواضع وساده است و با نگاهش که پاک وزلال است آموختم تقديم به اوکه همچون نامش صادق است. امروز آرزو می کنم که بدانی و باور کنی که دوستت دارم و دوستت خواهم داشت تا ابد... بدانی که هرگز تو را از ياد نخواهم برد و نبض خاطراتم هر لحظه به ياد تو و برای تو می زند حتی اگر در کنارم نباشی... نمی دانم صدايم را می شنوی يا نه... ولی می خواهم فرياد بزنم عشق می ورزيدم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/02/01ساعت 0:27 توسط nasim RP |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
بالا خونه برای من من و تو دختری از سواحل عشق پاییز را فراموش می کنم پسر خاله عزیز(مهدی 11 ساله) دلتنگی های من |
|
RSS
|