تبليغاتX
black roz
حرفهای نگفته ی دل

روزمون مبارک

امسال آخرین سالیه که روز دانش آموز شامل سن و سال من و همکلاسیام میشه و آخرین سالیه که مدیر خسیس و کنس مدرسه با لبخندی تصنعی یک هدیه به ما دانش آموزان گل و بلبل تقدیم کرد.

اما بریم سراغ معلمان عزیز و گرامی

از شورو هیجان روز دانش آموز همه ی بچه ها زده بودیم به سیم آخر و دست میزدیم و می رقصیدیم تو همین دادو بیدادا که نفهمیدیم خانم معلم کی تشریف فرما شدن بنده برگشتم و گفتم: « ای خدا هیچ کدوم از این معلما ما رو تحویل نگرفتن، هیچ کدومشون بهمون تبریک نگفتن» در همین حال چشممان به جمال معلم گرامی روشن شد.

از آنجایی که با این معلم صمیمیت خاصی داریم گفت:«شما اگه اجازه ورود به من بدین بهتون تبریک هم خواهم گفت»بعد از آرامشدن بچه  ها خانم به طرف تخته رفت و نوشت:

روزت مبارک

و بعد رو به ما گفت:« این جمله رو از زبون شما می نویسم یعنی شما در برابر تبریک من این چنین پاسخ من رو میدین.»

«ضمن تشکر و سپاس از همنوعان زحمتکشم که تمدن و تاریخ را برایم ساختند گلایه ای دارم

چرا باید کفشهایمان را به قیمت پاهایمان بخریم؟

چرا باید برای گذران ساده زندگی ، خودمان را گرفتار درونمان کنیم؟

چرا باید ظاهرمان انسانی آراسته ولی باطنی شیطانی داشته باشیم؟»

ازبازیگر مرحوم پناهی

بعد از شنیدن این جمله کلاس برای چند لحظه سکوت را اختیار کرد و این سکوت رو معلم عزیز با این سوال که:« آیا ما آدما با هم روراست هستیم یا نه ؟ »شکست

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/15ساعت 22:59  توسط nasim RP |