![]() |
![]() |
|
| حرفهای نگفته ی دل |
|
خدايا ! دلم را همچون ني لبكي چوبين بر لب هاي خود بگذار . زيبا ترين نغمه هايت را در فضاي زندگي مردمان مترنم كن ! چنان بنواز دلم را كه هر جا نفرتي هست عشق باشم من !! هر جا زخمي هست مرهم باشم من ! هر جا ترديدي هست ايمان باشم من ! هر جا نا اميدي هست اميد باشم من ! هر جا تاريكي هست روشنايي باشم من ! هر جا غمي هست شاد ماني باشم من ! خدايا ! توانم ده تا دوست بدارم بي چشمداشت وبفهمم ديگران را حتي اگر نفهمند مرا ! خدا يا ! همه جاي زمين تو را دوست دارم اما نمي توانم پنهان كنم كشورم را كمي بيشتر از جاهاي ديگر دوست دارم . پس به خاك كشورم سرسبزي و خرمي ببخش !! هوايش را پاك كن . آب هايش را زلال ! دل و زبان مردم كشورم را تطهير كن ! دختران و پسران كشورم را پاك و زيبا كن ! باشد كه در سيماي آن ها روشني عشق تو بدرخشد ! آمين !
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/01/13ساعت 0:38 توسط nasim RP |
|
|
سکانس اول(برای تو می نویسم، همیشه بهار من!) سکانس دوم(بهار یعنی ...) سکانس سوم سکانس چهارم( تمام آرزوهای بنفش یاس رنگم را در این سکانس جا داده ام) سکانس پنجم سکانس ششم ( لطفا آخر این سکانس را باور نکن) نمی دونم چرا نمی تونم ازت متنفر باشم و هنوزم دوستت دارم، فقط دوست دارم همین |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/01/04ساعت 0:3 توسط nasim RP |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
بالا خونه برای من من و تو دختری از سواحل عشق پاییز را فراموش می کنم پسر خاله عزیز(مهدی 11 ساله) دلتنگی های من |
|
RSS
|